معين الدين محمد زمچى اسفزارى
436
روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )
از ملك فخر الدين « 1 » طلب دارد ، اگر در ارسال ايشان اهمال ورزد هرات را محاصره كرده « 2 » ، بعد از فتح رعايا را ضررى نرساند ، اما « 3 » نكودريان ، و سجزيان ، و غوريان ، و اهل فتنه را براندازد ، « 4 » [ چون يرليغ بخدابنده رسيد از مازندران بحدود نشابور « 5 » لشگر كشيده ايلچى بملك فخر الدين فرستاد كه امراى نكودر را با تمام اتباع و اشياع پيش ما فرستد ، ملك فخر الدين عذرى گفت و بهانهء آورد ، چون ايلچى خبر بازبرد ] ، خدابنده بتعجيل تمام متوجه هرات گشت ، « 6 » [ چون برودخانه رسيد ، لشكر را بتهيهء اسباب جنگ قلعه و محاصرهء شهر فرمان داد ، و ] ملك « 7 » فخر الدين بقلعهء امان كوه - كه حالا باسكلجه مشهور است - پناه برد ، و « 8 » [ خدابنده چهار روز قلعهء امان كوه را محاصره كرد ، ملك هيچگونه به صلح درنيامد ، ] پس حرب عظيم كردند ، چنان كه در يك روز « 9 » از سپاه خدابنده دو هزار مرد كشته شد ، و سه هزار زخمى گشت ، و در شب ملك فخر الدين با چند دلاور از قلعه بيرون آمده خود را بر لشكر خدابنده زد و بهرات آمد ، و همانشب از هرات « 10 » بيرون راه غور را گرفت ، بعد از آن خدابنده قلعهء شيب را از امانكوه فتح كرده محاصره هرات نمود ، و هژده روز حربهاء عظيم
--> ( 1 ) - مج : ملك فخر الدين طلب . مك : ملك طلب . ( 2 ) - مج : كرده . مك : كرد . ( 3 ) - مج : [ نكودريان و سجزيان و ] . مك : اين عبارت را ندارد . ( 4 ) - عبارت : [ چون يرليغ بخدابنده رسيد از مازندران . . . چون ايلچى خبر بازبرد ] از زيادات مج مىباشد . ( 5 ) - مج : شاپور . پا : نيشابور . مك : ندارد . ( 6 ) - عبارت : [ چون برودخانه رسيد لشكر را به تهيه اسباب جنگ قلعه و محاصرهء شهر فرمان داد و ] از زيادات مج است . ( 7 ) - مج : ملك فخر الدين بقلعه امانكوه - كه حالا . مك : ملك بقلعه امانكوه - حالا . ( 8 ) - عبارت : [ خدابنده چهار روز قلعه امانكوه را محاصره كرد ملك هيچگونه به صلح درنيامد ] از زيادات مج است . ( 9 ) - مك : روز از سپاه . مج : روز سپاه . ( 10 ) - مج : از هرات بيرون راه غور را گرفت . مك : از هرات راه غور گرفت .